الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
52
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
هذا فوجأه « 1 » فقتله . فقال : أنا بن رسول اللّه ، يا غلام ! نحّ هذا و اضرب عنق الآخر . فقال : يا بن رسول اللّه ! و اللّه ! ما عذّبته و لكنّي قتلته بضربة واحدة فأمر أخاه فضرب عنقه ، ثم أمر بالآخر فضرب جنبيه و حبسه في السجن و وقّع على رأسه « 2 » : يحبس عمره و يضرب في كلّ سنة خمسين جلدة ؛ « 3 » ابن ابى مقدام مىگويد : در بيت الله الحرام شاهد بودم كه مردى ، ابو جعفر منصور دوانيقى را - كه در حال طواف بود - صدا زد و گفت : اى امير المؤمنين ! اين دو مرد ، شبانه به منزل برادرم درآمدند و او را از منزلش خارج ساختند و ديگر او به نزد من بازنگشت . به خدا قسم ، نمىدانم با او چه كردند ! ؟ گفت : با او چه كرديد ؟ گفتند : با او سخن گفتيم ، آنگاه او به منزلش بازگشت . منصور بدان دو گفت : فردا ، موقع نماز عصر ، در اينجا به ديدنم بياييد . آنان سر وعده آمدند و من ( راوى ) هم حاضر شدم . منصور به امام صادق - عليه السلام - در حالى كه دست آن حضرت را گرفته بود - گفت : اى جعفر ! بين اين دو حكم كن . فرمود : اى امير المؤمنين ! تو در ميان اينان قضاوت كن . گفت : به حقّى كه من بر تو دارم بايد قضاوت كنى . حضرت صادق - عليه السلام - به جهت قضاوت از نزد منصور بيرون شد . براى حضرت جانمازى حصيرى پهن كردند و حضرت بر آن نشست . آنگاه دو متهم آمدند و روبهروى آن امام نشستند . فرمود : چه مىگويى ؟ گفت : اى فرزند رسول خدا ! اين دو شبانه به در منزل برادرم آمدند و او را از منزل بيرون بردند و به خدا قسم ! ديگر به نزد من برنگشت و به خدا قسم ! نمىدانم چه بلايى بر سر او آوردند ! ؟ فرمود : شما چه مىگوييد ؟ گفتند : اى پسر رسول خدا ! ما با او سخن گفتيم و بعد او به منزل بازگشت . حضرت فرمود : اى جوان ! بنويس : به نام خداوند بخشندهء مهربان . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : « هر كسى كه شبانه به نزد مردى درآيد و او را از منزلش خارج گرداند ضامن است ، مگر بينهاى اقامه كند كه او را به منزلش بازگردانده است » . اى جوان ! اين شخص را دور كن و گردن او را بزن . متهم گفت : اى فرزند رسول خدا ! به خدا قسم ! من او را نكشتم و تنها وى را نگهداشتم ، آنگاه اين شخص او را كشت . فرمود : من فرزند رسول خدا
--> ( 1 ) . « وجأه ؛ به او ضربه زد » . ( 2 ) . « وقّع على رأسه ؛ در مورد او قضاوت كرد » . ( 3 ) . كافى ، ج 7 ، ص 387 ، ح 3 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 221 ، ح 1 به سندش از عمرو بن ابى مقدام ؛ دعائم الاسلام ( به طور مرسل ) ، ج 2 ، ص 406 ، ح 1419 ؛ مستدرك الوسائل ( به نقل از : دعائم الاسلام ) ، ج 18 ، ص 228 ، ح 1 ؛ مناقب ، ج 3 ، ص 381 ؛ بحار الانوار ( به نقل از : مناقب ) ، ج 101 ، ص 397 ، ح 41 .